Wednesday, January 30, 2008

there is no MALAAL here, excepy your farness!

روز دوشنبه بسیار خوش گذشت....
صبح بدون اینکه لازم باشد بعد از بیدارشدن از خواب، بروم پادگان، از خواب بیدار شدم.
مطالعه، مطالعه و مقداری نوشتن.
استخر و شنا
رفتم پیش امید درجهت نقد سیاستهای سرمایه داری و لیبرالیسم که اینکار به لطف خدا بسیار خوب و با کیفیت انجام شد.
هردو اظهار تأسف کردیم از اینکه سلیقه سینمایی بعضی دوستان بسیار خراب است.
آمدم منزل و مطالعه و نوشتن را ادامه دادم به کوری چشم جهانخواران مدعی حقوق بشر )!( و
نوشین آمد منزل و مقداری برایم از سمیناری که تازه شرکت کرده بود در زمینه معماری حرف زد و باز هم سوادم زیادتر شد
خدایا شکرت که ما انقدر با سوادیم و در کشوری هستیم که فرهنگ بسیار عمیق و گنده ای دارد
خدایا خودت زودتر همه جهانیان را هدایت کن که مسلمان شوند و به فرهنگ ما ببالند تا همه چیز درست شود
خدایا خودت همه راست ها را چپ کن و همه چپ ها را در پیمودن راه سختی که درجهت رهایی انسانها در پیش دارند هدایت کن.
زنده باد فیدل

Tuesday, January 29, 2008

it was a great day Saturday Jan 26 ...

We started with brunch in Stacks! YUM!

Heading from there to Stanford to make room for Cuban cigars, went 12 floors up the Hoover tower and down, drove pass a closed Cigar bar :( which brought us to the floor of Border's where we started planning the Europe trip and finding a bunch of magic numbers: 10 days, 5 countries and $2000 per driver ;)
We watched Persopolis; some of us loved its music and some of us didn't find it funny. After discovering the upper floor of Peet's Cafe, we headed for the Palo Alto Bowling were Meisam kicked all foreigners asses :p. Sushi experience at Fuki with room temperature Sake was inevitable which was followed by beer (Swatz) in Gordon Biersch. At last we all went to bed at 4:30 A.M, at least I did!

It was a great day, Saturday Jan 26 when Meisam woke up in our house. I can't wait till Europe!

Friday, January 18, 2008

So what's next? I guess for this trip to happen we first need to sort out things that are more finite and somewhat out of our control, i.e. Time money and politics. So we need to find a date that we can all clear our schedule for it, decide on a budget and Nooshin and Shamim get their visa which may dictate the date as well.

Sent via BlackBerry by AT&T

Tuesday, January 15, 2008

سوء تفاهمات


مولانا که به اقلیمهای گوناگون سفر کرده و با زبانهای گوناگون سروکار پیدا کرده بود، طبعاً از سوء تفاهماتی که از اختلاف زبانی بر می خیزد آگاه بود، این مضمون در داستانی معروف چنین بیان شده است:

چار کس را داد مردی یک درم
آن یکی گفت این به انگوری دهم
آن یکی دیگر عرب بد، گفت: لا
من عنب خواهم نه انگور ای دغا
آن یکی ترکی بد و گفت: این بنم
من نمی خواهم عنب خواهم اوزوم
آن یکی رومی بگفت این قیل را
ترک کن، خواهم من استافیل را
در تنازع آن نفر جنگی شدند
که ز سرّ نامها غافل بدند
مشت بر هم می زدند از ابلهی
پر بدند از جهل و از دانش تهی
صاحب سرّی عزیزی صد زبان
گر بدی آنجا بدادی صلحشان

انگور (فارسی) و عنب (عربی) و اوزوم (ترکی) و استافیل (رومی) چهار نام ظاهری شیئی واحدند که چهار مردم ناهمزبان را به گمراهه می افکند.



امضا:
صاحب سرّ عزیز 100 زبان D:

Sunday, January 13, 2008

Picking National Geographic brain

I just got NG expedition booklet, and fortunately all the booklet amazing information is available online too.
I think it can be used as a source for exploring on what you can expect.
check this out:
http://travelindependent.info

Thursday, January 10, 2008

الان حرف جالبی از خودم ندارم. ولی دو حرف از دیگران میزنم. حرف اول از پیتر بروک است. کارگردان تئاتر. که در یکی از معدود کتابهایی که من بیشتر از یکبار خوانده ام چنین مینویسد: ب
کسالت بزرگترین معیار من است... هرگاه به تئاتر میروید و کسالت بر شما غلبه میکند،آنرا پنهان نکنید، نپندارید که تقصیر شماست،نگذارید که اندیشه زیبای «فرهنگ» همچون باتومی برسرتان فروآید... باید این اندیشه مزورانه را ، که امروز پذیرش یافته زیر پرسش ببرید که میگوید:فرهنگ به خودی خود «والا»ست...ب
و اما دومین حرف از مولوی است که میگوید:ای بسا هندو و ترک همزبان... یعنی اینکه در همه جای عالم آدمهای همدل پیدا میشود زیرا چند بیت پایینترش میگوید: همدلی از همزبانی بهتر است...و من این نقل قول را در راستای سفر اروپا مطرح کردم! لطفا شما ها هم درباره سفر اروپا هرچه به نظرتان میرسد بنویسد...لزومی ندارد به دقت نوشته من با موضوع سفر مرتبط باشد! خودتان را اذیت نکنید... بنویسید ...هرچیزی که امکان ارتباطی را ایجاد میکند...دریغ نکنید...! ا